از لطف آنی خانم دالتون ذوق زده شدیم خفن!
حقیر هم (آسب آسیاب) هفت آرزوی محالم را می نویسم با امید به رسیدنشان!
- اولین آروزم اینه که بعد اینهمه سال کار طاقت فرسا تو آسیاب، یه روز تبدیل شم به یه اسب مسابقه، اون هم از اون خوشگلاش.
- دومین آرزوم اینه که یه وقتی، من و آنی دالتون بریم سراغ لوک خوش شانس و اسبش جانی و حالشون رو بگیریم و البته بعدش هم به سبک فیلم های هندی من با جانی و آنی هم با لوک خوشبخت بشیم! (بعدش چهارتایی بریم شمال!)
- سومین آرزوم اینه تا آخر عمرم نمیرم.
- چهارمیش اینه که برگردم به اون زمان ها تو باغ عدن و جلوی مادرمون "حوا" رو بگیرم و نگذارم سر بابامون "آدم" گول بماله تا این همه انسان گرفتار این بدبختی بشند.
- آرزوی پنجم اینه که اگر جلوی آدم و حوا رو نتونستم بگیرم، حداقل نگذارم بابا مامان خودم با هم آشنا بشند!
- آرزوی ششمی اینه که، اون دنیا، همه ی دوستان اینترنتی و وبلاگی، توی یه سایتی از سایت های بهشت دور هم جمع بشیم و آن لاین متن بنویسم و واسه هم نظر بدیم!
- بالاخره هفتم اینکه، این بدلم بالاخره خسته بشه و بره سی کار خودش!
من هم برای ذوق دادن دیگران دعوت می کنم از خاگینه .
آخرین راه حل های برای مشکلات مالی زوج های جوان
طبق اخبار واصله و تحقیقات محلی به عمل آمده طی سالیان اخیر در کشور عزیز، متوجه شدیم که در امر ازدواج، مشکل خرید جهیزیه و یا تعیین مهریه هنوز حل نشده باقی مانده است؛ و همان طور که می دانید ازدواج یکی از امور مهم جامعه است و شخص بنده برای حل معضلات آن بسیار تلاش کرده و می کنم .
فلذا پس از تشکیل حلقه های مطالعاتی و تلاش علمی فراوان نتایج مفید زیر را برای حل این مشکل معضل گونه ارائه می دارم:
در زوجینی که خانواده ی پسر وضع مالی خوبی دارند و دختر از خانواده ی ثروت مندی نیست، آقا داماد می تواند این گونه قرار کند که اگر شما می خواهید مثلا 10 میلیون تومان جهیزیه بخرید ولی پولش را ندارید عیبی ندارد، من خودم 10 میلیون تومان هزینه ی جهاز را می دهم و عوضش از مقدار مهریه بیست میلیون کم می کنم.
و همین طور اگر داماد از خانواده ی نداری است می تواند خرج مراسم عروسی را از خانواده ی عروس بگیرد و در قبالش مثلا سه برابرش را به مهریه عروس خانم اضافه کند.
و به این ترتیب هم عروسی و وصال سر می گیرد و هم استرس های وارد بر عروس و داماد کم می شود.
چه چیز باعث می شود مردم بخواهند تغییر کنند؟
سه چیز مردم را مجبور می کند که بخواهند تغیر کنند:
1- آنها تا سر حد تحمل خود رنج کشیده اند. آنقدر سر خود را به یک دیوار سنگی کوبیده اند که می گویند دیگر بس است، خسته شدم. سردرد میگرن آنها قابل تحمل نیست. زخمه معده ی آنها شروع به خونریزی کرده و … . دیگر به آخر خط رسیده اند و تقاضای کمک دارند. می خواهند تغییر کنند.
2- چیز دیگری که مردم را مجبور می کند که بخواهند تغییر کنند نوع کند ولی تدریجی نومیدی روح است، که همان ملال یا دلمردگی از زندگی است. این حالت آدمی است که سالها با احساس "خوب که چی" زندگی کرده و حالا درون خودش فریاد می زند "خوب که چی" و می خواهد تغییر کند.
3- سومین عاملی که مردم را وادار می کند که تغییر کنند این است که، ناگهان متوجه می شوند که تغییر ممکن است. اطلاعاتی بدستشان می رسد که باعث می شود بفهمند می توانند از "دور باطل" همیشگی زندگیشان بیرون بیایند و تغییر کنند.
برگرفته از نوشته های دکتر تامس هریس
Powered By
BLOGFA.COM
