در کشور مان هر دو دقیقه یک فقیر کافر میشود.
نمی دونم، چی کار کنم با این بچه؟ اذیت میکنه آخه.
میگه "بابا، می خوام بازی کنم، حوصله ام سر رفته"
میگم" خوب بابا جون با اون ماشین قهوه ایت بازی کن"
میگه "آخه دوستش ندارم، زشته"
میگم "خوب، با اون ماشین قرمزت که خیلی هم قشنگه بازی کن"
میگه "آخه دلم نمیاد، میترسم خراب شه"
میگم "با عروسک خواهرت بازی کن"
میگه "مگه من دخترم؟"
دلم واسش کباب شده.
میگم "بابایی، برو با مامانت بازی کن"
میگه "مامان بهم رو نمیده"
میگم "پس بیا باهم بازی کنیم بابا جون"
میگه "از روم نمیاد"
میگم "برو با عمو بازی کن"
میگه "آخه عموجون حال نمیده"
میگم "با خاله ات بازی کن"
میگه "خاله زیادی حال میده، جو گیره"
دیگه عصبانی میشم.
میگم "تو بازی کن نیستی بچه؛ پاشو برو درستو بخون، نمی خواد بازی کنی"
اون وقت میره یه گوشه میشینه، کز میکنه، دلش تنگ میشه؛ غصه میخوره.
آخه بچم دلش بازی میخواد.گنه کار نکرده که.
چی کنمش؟
چند وقتی است سوال مهم ذهنم این است:
"واقعا زندگی ایده آل من چگونه است؟"
و فکر می کنم جواب دادن به آن، خیلی از مجهولات زندگی ام را معلوم میکند، نا خودآگاهم را خود آگاه میکند.
هر چند فکر کردن به این سوال و جوابش بسیار سخت است ولی رنج آن را برمیتابم.
اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که من به کجا میخواهم برسم؟ چه میخواهم بشوم؟
و آن زمان که به این جواب می اندیشم، به این نتیجه میرسم که، نکند این این سوال اصولا غلط است و ناشی است از غرب زدگی ام. شاید زندگی هدف ندارد و خودش هدف است. و من باید به این فکر کنم که چگونه میخواهم زندگی کنم و به جای فکر کردن به هدف ، مسیر را بیاندیشم.
از این پس، این قسم تفکرات مرا میتوانید در موضوع "زندگی ایده آل من" پیگیری کنید.
از اهداف سال جدیدم، داشتن 6 تیپ متفاوت لباسی است.
می خوام 6 سری لباس داشته باشم و هر کدام را در جایی و با تیپ رفتاری و اخلاقی مشخص استفاده کنم.مثلا یکی رسمی با کت و شلوار و کفش رسمی و ... .یکی اسپرت با عینک و کلاه و شلوار خاص خودش.یکی مسافرتی.یکی برای کارهای فنی.یکی برای گردش های رفاقتی.یکی هم تیپی که به صورت معمول از آن استفاده کنم.
و این کار بیشتر از اینکه پول بخواهد سلیقه می طلبد.
راستی تفاوت های این کار با "نفاق" چیست؟
تیپ پیشنهادی شما چیست؟
اما
اگر ماهی قرمز باشی بدون قلاب هم ابتری!
Powered By
BLOGFA.COM
