باید "ایده آل" و "آرمان شهر" درون ذهن را کشف کرد،
بازنگری اش کرد،
سپس دوباره ساختش و
در نهایت آرمانیش نمود.
و این است ســر این اکتشاف اسرار آمیز درونی.
.
زندگی آرمانی من در بعد ارتباطی ام با غریبه ها:
دوست دارم با افراد متفاوت و مختلف آشنا شوم ، خودشان و دردها و خوبی هاو لذت ها و زندگیشان را بشناسم ، در راحتی و لذت و حتی مشکلشان تا حدی شریک شوم و به اوج ارتباط برسم و دوباره این رابطه را نزول دهم و کم کنم و پایان ببرم و این اتفاق در طی حدود دو ماه بیافتد.
و البته در همه این میانه کمکش کنم و یاریش برسانم و مفید باشمش و نیز رشد کنم.
چند وقتی است سوال مهم ذهنم این است:
"واقعا زندگی ایده آل من چگونه است؟"
و فکر می کنم جواب دادن به آن، خیلی از مجهولات زندگی ام را معلوم میکند، نا خودآگاهم را خود آگاه میکند.
هر چند فکر کردن به این سوال و جوابش بسیار سخت است ولی رنج آن را برمیتابم.
اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که من به کجا میخواهم برسم؟ چه میخواهم بشوم؟
و آن زمان که به این جواب می اندیشم، به این نتیجه میرسم که، نکند این این سوال اصولا غلط است و ناشی است از غرب زدگی ام. شاید زندگی هدف ندارد و خودش هدف است. و من باید به این فکر کنم که چگونه میخواهم زندگی کنم و به جای فکر کردن به هدف ، مسیر را بیاندیشم.
از این پس، این قسم تفکرات مرا میتوانید در موضوع "زندگی ایده آل من" پیگیری کنید.
از اهداف سال جدیدم، داشتن 6 تیپ متفاوت لباسی است.
می خوام 6 سری لباس داشته باشم و هر کدام را در جایی و با تیپ رفتاری و اخلاقی مشخص استفاده کنم.مثلا یکی رسمی با کت و شلوار و کفش رسمی و ... .یکی اسپرت با عینک و کلاه و شلوار خاص خودش.یکی مسافرتی.یکی برای کارهای فنی.یکی برای گردش های رفاقتی.یکی هم تیپی که به صورت معمول از آن استفاده کنم.
و این کار بیشتر از اینکه پول بخواهد سلیقه می طلبد.
راستی تفاوت های این کار با "نفاق" چیست؟
تیپ پیشنهادی شما چیست؟
Powered By
BLOGFA.COM
